به نظرم انسان هرچه هم که مغرور باشد لازم است که نقصی بیماری پنهانی چیزی داشته باشد که در مواقع مبادا! یا حرف کم نیاورد یا دل کسی را به رحم آورد.

من کیست تخمدان دارم. دو دوره هم درمان کردم و بعد از اینکه دیدیم عوارض برگشت، اطبا تشخیص دادند که تخمدان اینجانب کلا کیست ساز است و از همان لحظه کلا بی خیال دوا درمان و ورزش و دکتر و پرهیز غذایی و همه چی شدم.

حالا به اصرار یکی از دوستان باز پیگیری را آغاز کرده ام. امروز آزمایشگاه رفتم و بعد سونوگرافی. من بودم و چندین زن با شکم های بالا آمده.

جواب سونوگرافی فعلا این بود که به خاطر تعدد کیست ها تخمدان ها از حد طبیعی بزرگ تر است.

 

حالا من اینجا جلوی شما هی کیست و تخمدان می کنم ولی از آنجایی که دختر ماخوذ به حیایی هستم. اصلا روم نمی شود این بیماری را به کسی بگویم.

حالا در ادامه ی جمله ی آغازین مطلب، کاش آدم بیماری پنهان هم می گیرد، حداقل رویش بشود با آن دلبری کند!