چی بگه آدم
خواستگار
تفاوت من با آن دخترهای یتیم این است که آن ها آرزو دارند که پدر و مادری برای خود جور کنند تا خوشبخت شوند ولی بنده هیچ تمایلی به رفتن زیر چتر مرد دیگری ندارم.
این چند وقت فکر کردم که من با این ارشد دانشگاه آزاد قبولیم واسه دکترای سراسری که بعیده، دکترای آزاد رو هم که نمی خوام. دو راه می مونه، یا برم دنبال کار و بعد شوهر و بچه. یا برم خارج .اسه دکترا. من خارج رفتن رو اینجوری دوست ندارم، فقط واسه مسافرت دوست دارم. ولی فکر می کنم شاید اگه برم دنبال کار و بعد شوهر و بچه، شاید روزی پشیمون بشم از تصمیم ام. اینه که داره ذهنم می ره سمت خارج. گرچه که بر عکس گذشته، دوری الان برام خیلی سخته. واسه همین تصمیم گرفتم وقت پذیرش گرفتن ها هم که شد، اصلا رو آمریکا و کانادا فکر نکنم. همین اروپا بزنم چون نزدیک تره!
دختری توی اتوبوس کنارم نشست و گفت که از آمدن روحانی خوشحال است، چون همیشه به میدان ولیعصر که میرسیده استرس وجودش را می گرفته، ولی دیگر گشت ارشادی آنجا نیست. طاقت نیاوردم و گفتم گشت ارشاد دست او نیست ها. گفت دست او نیست ولی تفکرش تاثیر گذار است. الله اعلم
# من تا دو روز آخر باقی مانده به انتخابات قصد رای دادن نداشتم. ولی با خودم فکر کردم و دیدم که اگر رای بدهم احتمال شمرده شدنش وجود دارد ولی اگر رای ندهم اصلا احتمالش وجود ندارد که کسی تعداد کسانی را که رای نداده اند بشمارد و بعد از آن به دنبال مطالباتشان باشد. حتی ذره ای. بعد دو راه پیش رویم ماند، یا اینکه به پیشنهاد دولت اصلاحات رای بدهم و امید ببندم به بهبود ذره ذره ی اوضاع و یا اینکه به جلیلی رای دهم تا زودتر مملکت از دست برود بلکه انقلابی چیزی رخ دهد. لحظات آخر راه اول را انتخاب کردم.
# روحانی برای من مثل گزینه ی "هیچکدام" در سوال های چهار گزینه ای کنکور بود. همیشه فکر می کردم که گزینه ی هیچکدام دیگر علامت گذاری ندارد. هیچ کدام یعنی هیچ. هیچ که علامت زدن ندارد. ولی همین هیچ تاثیر زیادی در نتیجه ی کنکور خواهد داشت.
# من از انتخاب شدن روحانی خوشحال شدم. از انتخاب گزینه ی هیچکدام خوشحال شدم. نه برای اینکه خودش را دوست داشته باشم. برای اینکه شب انتخابات همه در خیابان خواستار آزادی زندانیان سیاسی شدند و نیروی انتظامی فقط نگاه کرد. این خودش جهش بزرگیست. دوباره خون سبز توی رگ ها جاری شد.
# یکی به شوخی نوشته بود، آقای روحانی، گذشت زمانی که طرفدارت بودیم و به تو رای دادیم، حالا ما بزرگترین منتقدان تو هستیم. به حق زیبا بود.
# دیشب خبر خوبی به من رسید. خبر ترفیع گرفتن یکی از کسانی که آرزوی خوشبختی اش را دارم.
#امیدوارم فوتبال امروز هم برنده شود و خوشی هایم به 3 برسد.
دیشب به ذهنم رسید یه وبلاگ دیگه بزنم که هیچکی نشناستم...