# من تا دو روز آخر باقی مانده به انتخابات قصد رای دادن نداشتم. ولی با خودم فکر کردم و دیدم که اگر رای بدهم احتمال شمرده شدنش وجود دارد ولی اگر رای ندهم اصلا احتمالش وجود ندارد که کسی تعداد کسانی را که رای نداده اند بشمارد و بعد از آن به دنبال مطالباتشان باشد. حتی ذره ای. بعد دو راه پیش رویم ماند، یا اینکه به پیشنهاد دولت اصلاحات رای بدهم و امید ببندم به بهبود ذره ذره ی اوضاع و یا اینکه به جلیلی رای دهم تا زودتر مملکت از دست برود بلکه انقلابی چیزی رخ دهد. لحظات آخر راه اول را انتخاب کردم.
# روحانی برای من مثل گزینه ی "هیچکدام" در سوال های چهار گزینه ای کنکور بود. همیشه فکر می کردم که گزینه ی هیچکدام دیگر علامت گذاری ندارد. هیچ کدام یعنی هیچ. هیچ که علامت زدن ندارد. ولی همین هیچ تاثیر زیادی در نتیجه ی کنکور خواهد داشت.
# من از انتخاب شدن روحانی خوشحال شدم. از انتخاب گزینه ی هیچکدام خوشحال شدم. نه برای اینکه خودش را دوست داشته باشم. برای اینکه شب انتخابات همه در خیابان خواستار آزادی زندانیان سیاسی شدند و نیروی انتظامی فقط نگاه کرد. این خودش جهش بزرگیست. دوباره خون سبز توی رگ ها جاری شد.
# یکی به شوخی نوشته بود، آقای روحانی، گذشت زمانی که طرفدارت بودیم و به تو رای دادیم، حالا ما بزرگترین منتقدان تو هستیم. به حق زیبا بود.
# دیشب خبر خوبی به من رسید. خبر ترفیع گرفتن یکی از کسانی که آرزوی خوشبختی اش را دارم.
#امیدوارم فوتبال امروز هم برنده شود و خوشی هایم به 3 برسد.
دیشب به ذهنم رسید یه وبلاگ دیگه بزنم که هیچکی نشناستم...