کار بد کرده ام. عمو عمل چشم کرد و برای من اینکه زنگ بزنم و حالش رو بپرسم کار مسخره و به دردنخوری آمد و هی به خودم گفتم که چی حالا مثلا و زنگ نزدم و امشب عموی نازنینم از من دلگیر بود و من تا کی تحمل کنم این بار غم رو؟