یلدا
حتی اگر ساعت ها توی ترافیک و اتوبوس باشی. حتی اگر نباشی کنار کسانت. حتی اگر خوابگاه باشی و دو تا هم اتاقی داشته باشی که جز از درس چیز دیگری نمی دانند. باز هم شب یلداست. قرمزی دانه های انار و قوطی گلپر پدربزرگ و نور زرد و مات لوستر قدیمی و بزرگ اتاق پذیرایی پدربزرگ روی تمام شب یلداهای زندگیم جشن پاشیده.
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم دی ۱۳۹۰ ساعت 0:45 توسط منم من
|
دیشب به ذهنم رسید یه وبلاگ دیگه بزنم که هیچکی نشناستم...